سید میکائیل موسوی مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان زنجان در یادداشتی نوشت: پیشرویداد نقش مهمی در شناسایی و انتخاب بهترین آشپزها از میان شرکتکنندگان دارد. این مرحله مقدماتی به برگزارکنندگان کمک میکند تا با ارزیابی تواناییهای آشپزان، بهترینها را برای مراحل بعدی یا حتی جشنواره اصلی انتخاب کنند.
این رویکرد، اطمینان حاصل میکند که در نهایت، آشپزانی که بیشترین مهارت و خلاقیت را در تهیه آشهای سنتی دارند، در جشنواره ملی حضور یابند و به بهترین نحو، فرهنگ غذایی غنی ایران را به نمایش بگذارند.
آشها فقط غذا نیستند؛ آنها بخشی از تاریخ، فرهنگ، هویت و اعتقادات هر منطقه از ایران هستند. هر آش، داستانی پشت خود دارد؛ از مواد اولیهی بومی گرفته تا روش پخت و مناسبتهایی که در آن طبخ میشود. حفظ این آشها، یعنی پاسداری از میراث ناملموس فرهنگی و انتقال آن به نسلهای آینده است.
جشنوارههایی مانند جشنواره ملی آش ایرانی، با تمرکز بر غذاهای سنتی، میتوانند به ترویج گردشگری و تقویت اقتصاد محلی کمک کنند. وقتی گردشگران با طعمها و داستانهای آشهای مناطق مختلف آشنا میشوند، نه تنها تجربهی لذتبخشی خواهند داشت، بلکه به رونق کسبوکارهای محلی، از کشاورزان تا رستورانداران و تولیدکنندگان صنایع دستی مرتبط، کمک میکنند.
با وجود اینکه هدف، حفظ سنت است، اما این سنتها میتوانند بستری برای خلاقیت هم باشند. آشنایی با روشهای سنتی، الهامبخش آشپزان برای ارائهی نسخههای جدید و نوآورانهی آشهاست که هم سنت را گرامی میدارد و هم سلیقهی روز را در نظر میگیرد. این تعادل بین سنت و نوآوری، باعث زنده ماندن و پویایی این میراث میشود.
غذا، همیشه یکی از راههای اصلی ایجاد حس تعلق و همبستگی در جوامع بوده است. گردهم آمدن مردم در اطراف دیگ آش، چه در مراسم خانوادگی و چه در جشنوارههای بزرگ، خاطرات مشترک میسازد و پیوندهای اجتماعی را تقویت میکند.
نقش گردشگری در ترویج آشهای سنتی، نقشی دو سویه و بسیار کلیدی است در واقع، گردشگری مانند یک لنز عمل میکند که زیباییها و ارزشهای پنهان آشهای سنتی ما را بزرگنمایی کرده و به جهانیان نشان میدهد. این فرصتی استثنایی برای نمایش غنای فرهنگی و غذایی ایران است.
آشنایی با طعمهای ناآشنا: گردشگران، چه داخلی و چه خارجی، همیشه به دنبال تجربههای جدید هستند و غذا، یکی از جذابترین بخشهای سفر است. وقتی یک گردشگر به منطقهای سفر میکند و با آشهای محلی و سنتی آن منطقه روبرو میشود، فرصتی پیدا میکند تا طعمها، عطرها و روشهای پختی را تجربه کند که شاید تا به حال از آنها بیخبر بوده است. این تجربهی مستقیم، بهترین تبلیغ برای یک غذای سنتی است.
تبلیغ دهان به دهان و رسانهای: گردشگران پس از تجربهی خوشایند خود، معمولاً این تجربیات را با دیگران به اشتراک میگذارند. این اشتراکگذاری میتواند از طریق صحبت با دوستان و خانواده گرفته تا نوشتن نقد و بررسی در وبلاگها، شبکههای اجتماعی و سایتهای گردشگری باشد. این تبلیغ “دهان به دهان” و رسانهای، بسیار قدرتمندتر از هر تبلیغ سنتی عمل میکند و باعث میشود آشهای سنتی در مقیاس وسیعتری شناخته شوند.
ایجاد تقاضا و بازگشت به اصالت: وقتی گردشگری با علاقه به سراغ آشهای سنتی میرود، این تقاضا میتواند باعث شود که رستورانها، هتلها و حتی خانههای محلی، تمرکز بیشتری بر ارائهی این غذاها کنند. این موضوع، هم به احیای دستور پختهای قدیمی کمک میکند و هم انگیزهای برای حفظ کیفیت و اصالت آنها ایجاد میکند.
بستری برای جشنوارهها و رویدادها: همانطور که در مورد جشنواره ملی آش ایرانی صحبت کردیم، گردشگری عامل محرک برگزاری چنین رویدادهایی است. این جشنوارهها فرصتی عالی برای نمایش آشهای سنتی، برگزاری کارگاههای آموزشی، رقابت بین آشپزان و در نهایت، جذب گردشگرانی است که علاقهمند به فرهنگ غذایی هستند. این رویدادها، خود به جاذبهی گردشگری تبدیل میشوند.
توسعهی اقتصادی مناطق: با افزایش تقاضا برای آشهای سنتی و بازدید گردشگران، کسبوکارهای محلی مانند مزارع تولید مواد اولیه، کارگاههای تولید محصولات جانبی (مثل نان محلی، ماست چکیده و…) و فروشندگان صنایع دستی مرتبط با آشپزی، رونق پیدا میکنند. این چرخه، به توسعهی پایدار اقتصادی مناطق کمک میکند.
حفظ دانش بومی: گردشگری فرهنگی، به خصوص در قالب غذا، میتواند به حفظ دانش بومی مرتبط با کشاورزی، جمعآوری گیاهان دارویی، و روشهای سنتی پخت و نگهداری مواد غذایی کمک کند. وقتی این دانشها برای ارائهی یک تجربهی غذایی اصیل به گردشگران مورد نیاز باشد، ارزش و اهمیت بیشتری پیدا میکنند.
انتهای پیام/
نظر شما